پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
همراه با تسهیلات بانکی
صد فیلم برتر شاهکار سینما
شاهکار های سینما از هنرمندان بزرگ
آلن دولن ، مارلون براندو ،‌ آنتونی کوئین
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1388 ساعت 11:30 PM

نیکی اصرار داشت که تو کارهای آشپزخونه به من کمک کنه. گفت من میخوام هویجا رو بشورم... 

یک مشت هویج کوچولو بهش دادم گفتم بشور. قدش هم به زور به ظرفشویی آشپزخونه میرسید. گفت اول باید اینارو بشمارم. بعد هم شروع کرد به شستن. 

 

- چرا دونه دونه میشوری؟ دوتا دوتا بشور سریعتره! 

 

- نیکی: نه بابا! یازده تا هویج اینجاست! اگه دو تا دو تا بشورم یکی زیادی میاد! 

 

- اگه ده تا بود چی؟ 

 

- اونوقت اندازه میشد!  

 

- هومممم....تو مدرسه بهتون اینو یاد دادن؟ 

 

- نه بابا! خب معلومه دیگه دو تا..دو تا...دو تا....یکی زیادی میاد!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1388 ساعت 11:25 PM

نیکی: بابا اگه المپیک زمستونی هست چرا المپیک بهاری نیست؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1388 ساعت 11:24 PM

نیکی: بابا اون چه حیوونیه که هم تابستون بیرون میاد هم زمستون؟ 

 

- هوممم نمیدونم! 

 

- آدمه دیگه...آدم یه نوع حیوونه! نمیدونستی؟؟؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1388 ساعت 11:22 PM

نیکی امشب پرسید: 

 

- بابا موز هسته داره؟ 

 

- نه بابا نداره 

 

- پس چه جوری میکارنش؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1388 ساعت 11:20 PM

خب نیکی الان دیگه بزرگتر شده! پنج سال و نیمشه! خیلی هم اصرار داره که جشن پنج سال و نیمی بگیره. حرفاش شیرینتر شدن و منطقش قویتر...مینویسم دوباره تا یادم نره زیبایی بچگی های نیکی رو و یادش نره وقتی بزرگ شد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 18 شهریور ماه سال 1388 ساعت 7:42 PM

با نیکی رفته بودیم رستوران. یک منو برای من آوردن یکی هم برای نیکی. نیکی کمی به منو خودش نگاه کرد و گفت:


- بابا من که نمی تونم بخونم اینو


- اشکالی نداره


- خب اگه بچه ها نمیتونن بخونن پس چرا براشون منو میارن؟


- برای این که پدر مادراشون براشون بخونن دیگه


- خب پس چرا توی همون منوی پدر مادرا نمینویسن؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 3 شهریور ماه سال 1388 ساعت 11:23 AM

دیروز برای نیکی هندوانه آورده بودم. وقتی تمام شد گفت:


- بابا با هندونه تموم شدم!


- مگه خودتم تموم شدی با هندونه؟


- آره دیگه!


- نه بابا تو از انگلیسی ترجمه کردی (I am done with it) باید بگی هندونم تموم شد


نیکی زده بود زیر خنده هی میگفت با هندونه تموم شدم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 3 شهریور ماه سال 1388 ساعت 11:21 AM

چند روز پیش نیکی میگفت:


- بابا این گردنبند رو بیین که پوشیدم!


- نه بابا تو فارسی گردنبند رو نمیپوشن میندازن


نیکی گردنبندشو در آورد پرت کرد اونطرف گفت: بیا انداختمش

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 7:17 PM

نیکی: بابا میدونی زیر خونه ما خیابونه؟


- جدی؟ خیابونه؟


نیکی: آره وقتی تو با مامان هنوز عروسی نکرده بودین این خونه نبود اونجا خیابون بود...الان هم زیرش خیابونه!


- از کجا میدونی اینو؟


نیکی: خب من باهوشم دیگه یادت نیست؟ همه چیزو زود یاد میگیرم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1388 ساعت 06:39 AM

نیکی دستش خورده بود به صندلی:


نیکی: آی ی ی


من: نیکی پاشو بریم دکتر...


نیکی: بابا آدم که دردش میاد که نمیره دکتر!


من: پس اگه آدم دردش میاد نره دکتر پس کی میره دکتر؟


نیکی: فقط وقتی مریض میشه آدم میره دکتر!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2    >>